پدر خوانده یه اتاق خیلی کوچیک داره / توی این اتاق کوچیک یه کتابخونه ی خیلی کوچولو تر داره که پره از رمان های چند صد صفحه ای خارجی که همشون رو خونده به جز یه کتاب از هوشنگ گلشیری. یه کامپیوتر فکسنی که مربوط میشه به زمان جهالت سینا توی گوشه اتاق قرار داره / رنگ صورتی اتاق یه فضای رویایی و دراماتیک بوجود اورده / همه جیز اینجا خوبه / زندگی زیباست / زیبایی هست… باید دید!
وبلاگ سینا
روز نوشت های سینا
تجربیات یک پدرخوانده
سه شنبه | ۱ مرداد ۱۳۸۷
تجربه نشون داده که نصف آدم های دنیا، زیر بارون گریه میکنن؛ حیف که اینجا بارون نمیاد :|
من یک روشنفکر عوضی ام
یکشنبه | ۳۰ تیر ۱۳۸۷
مردم به من میگن روشنفکر میدونی واسه چی؟
چون عینک میزنم. چون وبلاگ نویسی میکنم. چون وبلاگم بازدید کننده نداره :|